تبليغاتX
انجمن دانشجویان طبسی دانشگاههای یزد
 
کویر انتهای زمین است،در کویر گویی به مرز عالم دیگر نزدیکیم...،در کویر خدا حضور دارد
 

 

 

آیا میدانید که.....

 

*  تقويم کنوني ( ماه 30 روز) به دستور داريوش پايه گذاري شد و او هياتي را براي اصلاح تقويم ايران به رياست دانشمند بابلي" دني تون " بسيج کرده بود . بر طبق تقويم جديد داريوش روز اول وپانزدهم ماه تعطيل بوده و در طول سال داراي 5 عيد مذهبي و 31 روز تعطيلي رسمي که يکي از آنها نوروز و ديگري سوگ سياوش بوده است .

* داريوش پادگان و نظام وظيفه را در ايران پايه گذاري کرد و به مناسبت آن  تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزندوزير بايد  به خدمت بروند و تعليمات  نظامي ببينند تا بتوانند از سرزمين پارس دفاع کنند .

* داريوش کبير با شور و مشورت تمام بزرگان ايالتهاي ايران که در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهي بر گزيده شد ودر بهار 520 قبل از ميلاد تاج شاهنشاهي ايران را بر سر نهاد و براي همين مناسبت 2 نوع سکه طرح دار با نام داريک ( طلا ) و سيکو ( نقره ) را در اختيار مردم قرار داد که بعدها رايج ترين پولهاي جهان شد .

*  داريِوش کبير طرح تعليمات عمومي و سواد آموزي را اجباري و به صورت کاملا رايگان بنيان گذاشت که به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن و نوشتن بدانند که به همين مناسبت خط آرامي يا فنيقي را جايگزين خط ميخي کرد که بعدها خط پهلوي نام گرفت .

*  داريوش در پاييز و زمستان 528 – 529 قبل از ميلاد نقشه ساخت پرسپوليس را طراحي کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندين تن از معماران مصري بر روي کاغذ آورد .

* داريوش در سال دهم پادشاهي خود شاهراه بزرگ کورش را به اتمام رساند و جاده سراسري آسيا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چين مي رفت که بعدها جاده ابريشم نام گرفت .

*  داريوش بعد از تصرف بابل 25 هزاريهودي برده را که در آن شهر بر زير يوق بردگي شاه بابل بودند آزاد کرد .

*  اولين بار پرسپوليس به دستور داريوش کبيربه صورت ماکت ساخته شد تا از بزرگترين کاخ آسيا شبيه سازي شده باشد که فقط ماکت کاخ پرسپوليس 3 سال طول کشيد و کل ساخت آن 65 سال به طول انجاميد .

 

دعاي داريوش در تخت جمشيد : خداوند اين کشور را از دشمن ، از خشکسالي ؛ از دروغ محفوظ دارد.

 

*  داريوش براي ساخت کاخ  پرسپوليس که نمايشگاه هنر آسيا بوده 25 هزار کارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و8 ساعت در زمستان به کار گماشته بود وبه هر استاد کار هر5 روزي يکبار يک سکه طلا ( داريک ) مي داده وبه هر خانواده از کارکران به غير از مزد آنها روزانه 250 گرم کوشت همراه با روغن – کره – عسل و پنير مي داده است وهر 10 روز يکبا ر استراحت داشتند .

* داريوش در هر سال براي ساخت کاخ به کارگران نيم ميليون طلا مزد مي داده است که به گفته مورخان گران ترين کاخ دنيا محسوب مي شده است . اين در حالي است که در همان زمان در مصر کارگران به بيکاري مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد که با شلاق نيز همراه بوده است .

*  داريوش براي اولين بار در ايران وزارت راه ، آب ، سازمان املاک ، اطلاعات ، سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه) را بنيان نهاد .

* اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد .

*  داريوش براي جلوگيري از قحطي آب در هندوستان که جزوي از امپراطوري ايران بوده سدي عظيم بروي رود سند بنا نهاد .

*  فيثاغورث که به دلايل مذهبي از کشور خود گريخته بود و به ايران پناه آورده بود توسط داريوش کبير داراي يک زندگي خوب همراه با مستمري دائم شد .

*  در طول سلطنت داريوش کبير 242 حکمران بر عليه او شورش کرده بودند و او پادشاهي بوده که با 242 مورد شورش مقابله کرد و همه را بر جاي خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ايران بسط داد . او در سال آخر پادشاهي به اندازه 10 ميليون ليره انگلستان ذخيره مالي در خزانه دولتي بر جاي گذاشت .

 

داريوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلوتر از خود مي انديشيد.

 

 

آرشیو سخنان هفته های گذشته در بخش ادامه مطلب موجود است.....روی لینک ادامه مطلب در زیر کلیک کنید.

                                                                            

ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه 1386/05/27ساعت 0  توسط مجید جهانیان  | 

"ارنستو گوارا دلاسرنا" نام کامل اوست و لقب "چه" را کوبایی ها به او دادند٬لقبی که در این کشور برای خطاب قرار دادن کسی با احترام به کار برده می شود.

"چه"مبارزی است که آوازه ی او تنها به آمریکای لاتین محدود نمی شود. مجله ی تایم "چه گوارار"را جزء یکی از صد چهره ی تاثیر گذار در قرن بیستم انتخاب کرده است.در استکهلم بیش از سیصد عنوان کتاب درباره ی او منتشر شده است. کافه ای در مالزی وجود دارد که روی تمام فنجان های قهوه اش عکس او چاپ شده است و پاتوق طرفداران "چه" می باشد. تفریح جوانان میلانی٬فروش تی شرتهای "چه" کنار خیابانهاست.دولت برزیل نام چند سینمای این کشور را "ارنستو چه گوارا" گذاشته است.کلاه مدل "چه گوارا" پر فروش تین نوع کلاه در تابستان های ترکیه است.مارک "چه گوارا" معروف ترین مارک سیگار در سودان معرفی شده است و باز هم طبق آمار مجله تایم بیش از 76 درصد جوانان دنیا "چه" را می شناسند و برای او احترام قائلند.

                 مردی برای همیشه

مردم بولیوی به خود می بالند  چون "چه" به  خاطر آنان در  آنجا  کشته شده است ! هر  از گاهی دعوای میان ملت ها هم بالا می گیرد. ایرلندی ها معتقدند چون پدر "چه"  اهل این کشور بوده است  پس "چه" به آنها تعلق دارد. آرژانتینی ها می گویند که چون او ملیت این کشور را داشته و در همان جا تحصیل کرده پس یک آرژانتینی است. کوبایی ها اعتقاد دارند که  چون "چه" در سرزمین آنها به خاطر آنها جنگیده و در یک سخنرانی گفته است که افتخار می کند کوبایی باشد٬ پس او اهل کوبا است. "چه گوارا" را نمی توان متعلق به یک  کشور دانست٬ چنانکه نام  و  عکس  "چه گوارا" امروزه در  تمامی  کشورهای دنیا به نماد اعتراض در  مقابل  استبداد و سرمایه داری نوین بدل شده است. "چه" متعلق به تمامی آزادیخواهان ضد امپریالیسم  جهان است.  "ارنستو چه گوارا" یکی  از  خیل  عظیم  اسطوره های  تاریخ است.  اندیشه و عشق او به انسان فراتر از مرزهای جغرافیایی و نژادی است. بارزترین ویژگی او  را می توان روحیه  مبارزه جویی و آشتی ناپذیری با ظلم و استبداد در هر قیافه و شکل  دانست. او نه مرد سیاست بود نه حسابگر و از دغل ها و نیرنگ های آن بیزار.

 

"ارنستو چه گوارا"  در 14 ژوئن 1928  در  "روزاریو" دومین شهر مهم و بزرگ آرژانتین به دنیا آمد.در خانواده ای ممتاز از تبار  اسپانیایی و  ایرلندی که  گرایشهای سیاسی چپ داشتند بزرگ شد.  "ارنستو" بزرگتین فرزند خانواده بود. در سال 1953 از دانشکده پزشکی فارغ التحصیل شد و سپس سفر به دیگر کشورهای آمریکایی را آغاز کرد.سفری که نقطه ی عطفی در زندگی او بود. در سال 1954 زمانی که در "گواتمالا" بود با پشتیبانی از حکومت "جاکوب آربنز" که منتخب مردم بود قدم به عرصه مبارزات سیاسی گذاشت. آربنز در نتیجه توطئه و  با مداخلات  تجاوز کارانه  "CIA"  سرنگون شد و "چه" به  مکزیک گریخت. اندکی بعد به فیدل کاسترو   و  دیگر انقلابیون  پیوست که  با  جنبش  26 ژوییه  در پی براندازی  دیکتاتوری "فولژ نیسو باتیستا" در کوبا بودند.  "چه گوارا" در دسامبر 1956 ازجمله مبارزانی بود که به منظور آغاز مبارزه چریکی از عرشه کشتی کوچک "گرانما" قدم به خاک کوبا گذاشتند.  او  که  در اصل٬ پزشک گروه بود همچون یک فرمانده ارتش شورشی ظاهر شد. در پی سقوط "باتیستا" در دسامبر 1956 ٬"چه گوارا"  یکی  از رهبران حکومت تازه ی  کارگران  و  دهقانان شد و   پست های دولتی متعددی  چون ریاست  بانک مرکزی کوبا و وزارت صنایع به او   واگذار شد.  "چه گوارا"  بارها به نمایندگی از کوبا در مجامع مختلف چون سازمان ملل متحد شرکت کرد.  "گوارا" در اوائل 1965 از همه  مسئولیت ها و  پست های  دولتی  کناره گیری کرد و به منظور کمک به پیشبرد مبارزه های ضد امپریالیستی و ضد سرمایه داری در دیگر کشورها٬کوبا را ترک کرد و همراه با داوطلبانی که بعدها در "بولیوی"به او پیوستند٬ نخست  به  کنگو "زئیر"   رفت و در جنبش  ضد امپریالیستی آن کشور به  رهبری "پاتریس لومومبا" شرکت جست.  از نوامبر 1966 تا اکتبر 1967  جنبش چریکی بولیوی را بر ضد  دیکتاتوری  نظامی  آن کشور رهبری کرد.در هفتم اکتبر 1967 در عملیات رزمی  "CIA" به دست نظامیان بولیوی زخمی و دستگیر شد و روز بعد از آن تیرباران شد.

 

                                        مردی برای همیشه

 8 اکتبر "چه گوارا" تیر باران شد. جسدش را به هلی کوپتر بستند تا به همه اعلام کنند که چریک مبارز را دستگیر کرده اند٬ پس از انتقال جسد "چه"  به  "هیگوئرا" روستایی در شمال بولیوی٬  تازه همه فهمیدند چه کسی کشته شده است. حکومت وقت از ترس٬جسد "چه" را سوزاند و بقایای استخوانش را در مکان نامعلومی خاک کرد. سالها بعد در پی  فشار  دولت  کوبا  و شخص فیدل کاسترو٬دولت بولیوی استخوانها را در تابوت گذاشت و به کوبا فرستاد تا "چه گوارا" در میان اشک و احترام دفن شود.

امروز پس از گذشت حدود  چهل  سال  از  مرگش هنوز هم او یکی از چهره های محبوب اسطوره ای به خصوص در میان جوانان سرتاس جهان است. آری او رفت و با خون خود معنی آزادی را به مردمان جهان آموخت و اکنون در پس سالها ٬ ما مردگان زنده  حاصل رنج های  او  را  می بینیم. انقلاب های بولیوی ٬ونزوئلا٬  تحولات آژانتین٬  شیلی و برزیل و  بسیاری دیگر.  آری او یک اسطوره شد.  روحش شاد  یادش گرامی.مردی برای همیشه......

  نوشته شده در  جمعه 1386/05/26ساعت 0  توسط مجید جهانیان  | 

دلی به وسعت دريا !!!

 

          "رابرت داینس زو" قهرمان مشهور ورزش گلف آرژانتین زمانی در یک مسابقه موفق شد مبلغ زیادی پول برنده شود.

در پایان مراسم و پس از گرفتن جایزه زنی بسوی او دوید و با تضرع و زاری از او خواست تا پولی به او بدهد تا بتواند کودک بیمارش را از مرگ نجات دهد. زن گفت که هیچ پولی برای پرداخت هزینه درمان ندارد و اگر رابرت به او کمک نکند کودکش ازدست خواهد رفت.  قهرمان گلف درنگ نکرد و تمام پول را به زن داد.

هفته بعد یکی از مقامات انجمن گلف به رابرت گفت: ساده لوح خبر جالبی برات دارم! آن زن اصلاً بچه مریضی نداشته که هیچ، حتی ازدواج هم نکرده.اون به تو کلک زده دوست من! رابرت با خوشحالی جواب داد: "خدا رو شکر! پس هیچ کودکی در حال مرگ نبوده! این که خیلی عالیه!

  نوشته شده در  سه شنبه 1386/05/09ساعت 23  توسط   | 
آنکس که

آنکس که بداند، و بداند که بداند ، اسب شعف از گنبد گردون برهاند … آنکس که بداند و نداند که بداند ، بیدار کنیدش که شبی خفته نماند … آنکس که نداند و بداند که نداند ، لنگان خرک خویش به منزل برساند … آنکس که نداند و نداند که نداند ، در جهل مرکب ابدالدهر بماند .

یک دروغ

یک دروغ ممکن است دنیا را دور بزند و به سر جای اولش برگردد؛ ولی در همین مدت یک راست هنوز دارد بند کفش‌های خود را می‌بندد تا حرکت کند. مارک تواین ( نویسنده )

انســــان...

انسان نقطه ای است بین دو بی نهایت . بی نهایت لجن و بی نهایت فرشته .

بنگر به طرف کدام یک می روی. (دکتر شریعتی )

معاشرت

با کسانی که بدیهای تو را نگه دارد و خوبیهای تو را فراموش کند معاشرت نکنید .(حضرت علی ( ع ))

یك رنگی

در دشمنی دورنگی نیست. کاش دوستان هم در موقع خود چون دشمنان بی ریا بودند.

  نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/04ساعت 7  توسط   | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM