کویر انتهای زمین است،در کویر گویی به مرز عالم دیگر نزدیکیم...،در کویر خدا حضور دارد |
وقتي راه رفتن آموختي دويدن بياموز و دويدن كه آموختي پرواز را. راه رفتن بياموز زيرا راه هايي كه مي روي جزيي از تو مي شود و سرزمين هايي كه مي پيمايي بر مساحت تو اضافه مي كند.
دويدن بياموز چون هر چيز را بخواهي دور است و هرقدر كه زود باشي دير .
و پرواز را باد بگير نه براي اينكه از زمين جدا باشي براي انكه به اندازه فاصله زمين تا اسمان گسترده شوي.
من راه رفتن را از يك سنگ آموختم.دويدن را از يك كرم خاكي و پرواز را از يك درخت.
بادها از رفتن به من چيزي نگفتند زيرا آن قدر در حركت بودند كه رقتن را نمي شناختند! پلنگان دويدن را يادم ندادند زيرا آن قدر دويده بودند كه دويدن را از ياد برده بودند. پرندگان نيز پرواز را به من نياموختند زيرا چنان در پرواز خود غرق بودند كه آن را به فراموشي سپرده بودند اما سنگي كه درد سكون را كشيده بود رفتن را مي شناخت و كرمي كه در اشتياق دويدن سوخته بود دويدن را مي فهميد و درختي كه پاهايش در گل بود از پرواز بسيار مي دانست. آنها از حسرت به درد رسيده بودند و از درد به اشتياق و از اشتياق به معرفت.
وقتي راه رفتن آموختي دويدن بياموز. و دويدن كه آموختي پرواز را. راه رفتن بياموز زيرا هر روز بايد از خودت تا خدا گام برداري. دويدن بياموز زيرا چه بهتر كه از خودت تا خدا بدوي. وپرواز را ياد بگير زيرا بايد روزي از خودت تا خدا پر بزني .
«عرفان نظر آهاری»
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|