خدا قول نداده آسمون همیشه آبی باشه و باغ ها پوشیده از گل
قول نداده زندگی همیشه به کامت باشه
خدا روزهای بی غصه و شادی های بدون غم و سلامت بدون درد رو هم قول نداده
خدا ساحل بی طوفان ٬ آفتاب بی بارون و خنده های همیشگی رو قول نداده
خدا قول نداده که تو رنج و وسوسه و اندوه رو تجربه نکنی
خدا جاده های آسون وهموار ٬ سفرهای بی معطلی رو قول نداده
قول نداده کوهها بدون صخره باشن و شیب نداشته باشن
رودخونه ها گل آلود نباشن
قول داده...؟
ولی خدا رسیدن یه روز خوب رو قول داده...
خدا روزی روزانه ٬ استراحت بعد از هر کار سخت ٬ کمک تو کارها و عشق جاودان رو قول داده
عجب روزی میشه اون روز...
پس نا ملایمات زندگی رو شکر بگو و فقط از خودش کمک بگیر که او جاودانه است و بس
نا امیدی مثل جاده ای پر دست اندازه که از سرعت کم می کنه
اما همین دست انداز ٬ نوید یه جاده صاف و وسیع رو بهت می ده
زیاد تو دست انداز نمون
وقتی حس کردی به اون چیزی که می خواستی نرسیدی ٬ خدا رو شکر کن چون اون میخواد تو یه زمان مناسب تر غافلگیرت کنه و یه چیزی فراتر از خواسته الآنت بهت بده
یادت باشه تو نمی تونی کسی رو به زور عاشق خودت کنی
پس تنها کاری که می تونی بکنی اینه که شخصی دوست داشتنی باشی و در نظر مردم با ارزش و شریف جلوه کنی
بهتر اینه که غرورت رو به خاطر عشقت فراموش کنی تا عشقت رو به خاطر غرورت ٬ هیچ وقت یه دوست قدیمی رو ترک نکنی چرا که عمرآ بتونی کسی رو پیدا کنی که جای اونو بگیره.
نوشته شده در یکشنبه 1386/02/02ساعت 12  توسط خانم عصاری
|
"آخرین اخبار و فعالیتهای انجمن را میتوانید در این وبلاگ ببینید." ...................................... "درباغ بی برگی زادم و درثروت فقر غنی گشتم و ازسرچشمه ايمان سيراب شدم و درهوای آزادی قد بر افراشتم و در برابر غرور قامت کشيدم از دانش طعامم دادند و ازشعر شرابم نوشاندند و از مهر نوازشم کردند تا حقيقت... دينم شد و راه رفتنم خيرحياتم شدو کار ماندنم زيبائی عشقم شد و بهانه زيستنم..." (دکتر شریعتی)